سرزمین مادری

اگر دستم رسد بردار منصور بی پروا ز خون خود اناالحق بر فراز دار بنویسم

شوکران

amin amin 4 آذر 1403 · amin ·

                  

                    در امتداد راهی خاموش
شوکرانی از هجر نوشانده اند
و افسار گسیخته سوی عدم روانم
دیگر زبان قافیه و ردیفم را ، کسی نمی داند
بی گواه و حضور تاییدی ، خواهم رفت .
کوله بارم تهی از همه شب ها
و همه لبخند ها ، و همه اوج ها و فرود ها. 
در امتداد راهی خاموش
که طراران در انتظار پایان جاده اند 
آخرین نای بودن را در انتظار شومشان کمین نشسته اند .
در این نا مفهوم گنگ بی انتها که هر دم تبلیس ابلیس ،
نیشتر زهر آلودش را هدیه قامتم نموده
خوشدلم به وعده ای و آنچه او میدانست و ما لا تعلمون.