yaran
21 بهمن · · خواندن 1 دقیقه یاران بیایید، جملگی با همان مستی بیائید
امتحان آغاز گشته و پرده از چهره گشایید
آسمان تار اینجا پی نور می گردد امشب
بلبلی کنج قفس ، آواز می خواند امشب
حلقه ها بر گردن فشانید ، با یارب یاربتان ، جملگی باهم بیایید
بهر لبیک دوباره، با مقتدایت
نازنینا ، ای معلم ، ما همه با هم می آئیم
ای همه زنجیر سخت افزار تاریخ ، ای تو ابلیس
مرحبا ، عهدت وفا کرده و دائم در جدالی
رو سپیدان حرم ، وقت آزمون قشنگی ست
بر نام هر ننگ و ریا خطی فشانیم
آسمان در شور و بَلواست امشب
ابر طوفان خیز چه داری جز شرر ،جز سایه ای بر قامت یار؟
هان چه داری جز ریا ، جز ننگ رسوا ، جز خیانت ، جز جهالت؟
های ، بدان ، این جاده بی جاده گی. مکتب پاک الهی
شیر شرر مرد است و زن ، همچو مسیحا ،همچو مریم
بی تامل در وحدتی از جنس نور
بی دعوت نامده ایم ، تا با حضورت راه خود گیریم و در زمین مدفون گردیم
ما همه حس حضوریم ، ما همه شکر وجودیم
بشتابید نازنینها ، ای همه محرم عشق
ای سراسر کفر و دین در بر عشاق نکوکار