21 رمضان
27 تیر 1400 · · خواندن 1 دقیقه با کدامین شرم گویمت با کدامین اندیشه رسوای خویشوقتی در کوچه های شام بهر دهلیز خویش دویدیمفقط بهر طلب آمده اند این سیه سیل عزادارافسوس بر چشمان حریص دون دنیاافسوس بر شیعه صفت مردان چون افسوس ماای عهد کوفه ای لوح جاوید عدالت حقیقتفاش گویند ز عهد با وفا نام تو گویند در اینجا هر گدا ، هر شهزاده رسواما به نامت سرزنش ها دیده ایم از خصم دوندر لوایت خوانده ایم صدق و صفاسکوت وهمناک حکمیت ، گواه ترس دون بودما نظاره کرده ایم بیعت شکستن در پس عهد حقیقتمن سکوت تلخ خود را هنگام قربانگه آدم هرگز نمی بخشمامامامن با حسن هنگام خدعه خلافت ،سکوت و در هراس مال دنیا بوده امدر ظهر فرزندت حسین آنجا گریختم بی بهانه در پی فرزند و عیال و نان رسوابیعت نبستم با حقیقت در تفکر به منیت های پر شرم خویشدر زیر نام فرجش همرنگ نیرنگ گشته امامید من شافی شدن بهر این همه تزویر و ننگم؟وا مصیبت در انتظارم تا بگشایند گره های جهل بی مقدار مننام من نام علی استمرحبا جاوید گل سر سبد هستی موعود