سرزمین مادری

اگر دستم رسد بردار منصور بی پروا ز خون خود اناالحق بر فراز دار بنویسم

لوت

amin amin 23 آبان 1400 · amin ·

32 - آشنا

آشنا با من

حرمت کبریایی خلوص است  

بند بند عهدمان.

بگذر از من تا در اشک غرقه نگشته ام ، 

تا بند پای محبت تو خوار نگشته ام

تنها ، اینک، لحظه گریز است  ،

با من بیت و بمان ،تا آخر

ای دیر آمده به دفتر شعرم

ای کهن راز دار ، سوخته های ایمانم

مگذار  پیش از خاکسترم  ، لبخند آفتاب را پس زنم

مگذار رقص سبزه های بهار را بر هم زنم

مگذار در خون خود غوطه زنم

در شرم  دیدار  سرو  رویت

مگذار بغض  عدو ، شاهد دفن ایمانم شود

مگذار به پای تو بیافتم

مگذار شک کنم ، به دل صادق و درمانده خویش

همسفر ، گذر اینجا ، جای تو نیست  

سوی خود گیر و به لب بانگ بزن     یارب خویش

من در این گور   می گریزم

از درد غریبانه خویش

یک پیام

amin amin 27 تیر 1400 · amin ·

در مرور مداوم خویشدر صفحات بهاری صنوبری شمادر یاد زیبای اشتیاقتعبور کردم از ذرات لحظات نابافسوس وار ،که کدامین باد خزانناگاه در نوردید صحرای محشرم رابا همه صفحات زیبابا همه اشتیاق و حسرت خویششاکر بودم و لبریزاز اسم ظریف خویشدر جنگل عطر افشانی گیسوانتسهم شرمسار خویشدر دفتر عاطفه شیرینتدر گذر از لیلی های خویشو عبور از پرتگاه آتش خاک افسونو چه دلنشین بود دیدار حجیم بازوانتو چه لطیف بودخرامیدن در شرجی ترین ساحل شمالی شماچه فرخنده باد نام شهیرتو چه جاوید استاشتیاق همیشه همسفریتاندر دنیای ماندگار انسان و منخوشدلم با سعادتو تکامل جاودانگی ات.( شعر از دفتر سال گذشته)+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ ساعت توسط رضا | نظراتسکوتادامه نوشته+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ ساعت توسط رضا | نظراتتنها یک پیامتنها یک پیام،نشان خشنودی شماو سعادتتانو حیرانی منشوکران هجرتان نوشیده ام بر جان خویشتنمتو نزد مهربان خدای خویش و من بنده ابلیستو در آسودگی واین سو همه رنج است و ماتمشاید محرم را تاب دیدن نباشدانتظار اینجا معنا نداردکنار تو همیشه ، تا نهایی ترین ساعت دنیاانتظار فروریختن حصر مرا در سینه داردنیک جای مرا خالی کند هر ذره ای از جنس حقکلامم تاب باور ندارد ، هجوم این همه راهتنها یک پیامدلیل تاب تسلیم برابر رخوت تنهایی قبرمن همه شکیبایی خویشتنبدرقه راهت نمودمو کنون تنها زیر لبزمزمه کنانم:می خواستم دست بر زلفت بمیرم......ومی دانی صدای بی پاسخ یعنی چه ؟ ...............تنها یک پیام – سپاس

21 رمضان

amin amin 27 تیر 1400 · amin ·

با کدامین شرم گویمت با کدامین اندیشه رسوای خویشوقتی در کوچه های شام بهر دهلیز خویش دویدیمفقط بهر طلب آمده اند این سیه سیل عزادارافسوس بر چشمان حریص دون دنیاافسوس بر شیعه صفت مردان چون افسوس ماای عهد کوفه ای لوح جاوید عدالت حقیقتفاش گویند ز عهد با وفا نام تو گویند در اینجا هر گدا ، هر شهزاده رسواما به نامت سرزنش ها دیده ایم از خصم دوندر لوایت خوانده ایم صدق و صفاسکوت وهمناک حکمیت ، گواه ترس دون بودما نظاره کرده ایم بیعت شکستن در پس عهد حقیقتمن سکوت تلخ خود را هنگام قربانگه آدم هرگز نمی بخشمامامامن با حسن هنگام خدعه خلافت ،سکوت و در هراس مال دنیا بوده امدر ظهر فرزندت حسین آنجا گریختم بی بهانه در پی فرزند و عیال و نان رسوابیعت نبستم با حقیقت در تفکر به منیت های پر شرم خویشدر زیر نام فرجش همرنگ نیرنگ گشته امامید من شافی شدن بهر این همه تزویر و ننگم؟وا مصیبت در انتظارم تا بگشایند گره های جهل بی مقدار مننام من نام علی استمرحبا جاوید گل سر سبد هستی موعود